تردید در انتخاب به خاطر ترس از حرف مردم!آخه مردم چی می گن؟..

:: تردید در انتخاب به خاطر ترس از حرف مردم!آخه مردم چی می گن؟..

آخه مردم چی می گن؟





 

حرف مردم چه جایگاهی در زندگی شما دارد؟ آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که دائما به فکر راضی نگه داشتن اطرافیان خود هستند یا کلا نسبت به نظر دیگران بی تفاوتید؟


کدام یک از این راه ها واقعا درست است؛ زندگی به خاطر حرف مردم یا کلا بی خیال حرف مردم شدن؟ حد مجاز اهمیت دادن به حرف و نظر مردم چه اندازه است؟ در زندگی خیلی از افراد یک جمله کلیدی دائما در حال تکرار شدن است: «آخه مردم چی می گن؟» چه این جمله را عینا به زبان بیاوریم و چه در سر دوراهی هر تصمیمی در ذهنمان، جای یک سؤال باقی است: راستی چرا اینقدر حرف مردم برای ما مهم است؟  

آیا شما هم یکی از آن افراد هستید که دائم به دیگران کمک می کند و از این که آنها را شاد کند، لذت می برد؟ یا همیشه اولویت های دیگران را به خودتان ترجیح می دهید و بیشتر از این که به خود توجه کنید برای دیگران ارزش قائل می شوید؟ اگر چنین است شما شخصیت «خشنود کننده دیگران» را دارید و اگرچه با این شخصیت مردم شما را دوست خواهند داشت، اما روی زندگی تان اثرات منفی و بدی می گذارد.

در بیشتر اوقات تصور ما از «حرف مردم» توهمی است که ما داریم. ما می آییم و می رویم و هیچ کس از این جماعت حتی نمی فهمد که ما که بودیم

حقیقت درون یک خشنود کننده

حقیقت و واقعیت وجود یک فرد با شخصیت خشنود کننده را می توان چنین برشمرد:

ترس از نداشتن تائید اطرافیان و پذیرفته نشدن، وحشت از نابودی هویت و ارزش های فردی ، انکار کننده مشکلات و حتی نپذیرفتن نیازها و حقوق خود، احساس تنهایی کردن، خود را نالایق و زیردست دیدن، تردید نسبت به توانایی ها، مهارت ها یا دانش فردی شان، بیش از حد نگران راضی کردن دیگران بودن، ترس از خوب به نظر نرسیدن، مضطرب از اجبار به خوب بودن، خسته از تلاش برای فردی کامل بودن و ناامید از ناتوانی در راضی نگهداشتن همه اطرافیان خود از ویژگی های این افراد است.

او همیشه از خود و کارهایش انتقاد  می کند، بیشتر مواقع احساس می کند که کسی قدر او را نمی داند یا این که اطرافیانش از او سوء استفاده می کنند. همیشه حس می کند قربانی است و وقتی تحت فشار قرار می گیرد بسرعت درهم می شکند. ذهن او بشدت به هم ریخته است.

علت وجود چنین شخصیتی؟

معمولا کودکانی که والدین مستبد دارند، در بزرگسالی بیشتر گرفتار چنین شخصیتی می شوند. هرگاه این کودکان در برابر والدین شان اعتراض و از خواست های خود دفاع می کنند، خشم والدین را برانگیخته و حمایت و توجه شان را از دست می دهند. در حقیقت این کودکان نه تنها دیگر تائید والدین شان را ندارند، بلکه احساس تنهایی و طردشدگی وجودشان را می گیرد و به دلیل ترس از دوام این وضعیت دست از خواسته های خود برداشته و رفتارشان را منطبق با خواست والدین شان می کنند. انتخاب آنها (اگر بتوان واقعا نامش را انتخاب گذاشت) مشخص است. آنها یا باید تسلیم قوانین والدین شوند و توجه و محبت آنها را داشته باشند یا به دنبال آرزوهای خود رفته و حمایت والدین شان را از دست بدهند. از آنجایی که طردشدن حتی کوتاه مدت برای یک کودک بسیار وحشت آور است، بنابراین تنها یک انتخاب و آن هم راضی نگهداشتن والدین باقی می ماند. آنها به مرور می پذیرند که دست کشیدن از وجود و خواست های خود بسیار بهتر از آن است که توجه والدین شان را از دست بدهند. کودکان والدین مستبد گاهی اوقات هم به دلیل این که مجبورند احساس خشم  و افسردگی شان را پنهان کنند به افراد سرکشی تبدیل می شوند.

ویژگی های ظاهری یک خشنود کننده

مرتب، دوست داشتنی، اجتماعی، حامی، مودب و با ملاحظه، علاقه مند به رفاه دیگران، همیار، داوطلب در کمک کردن، بخشنده در وقت و انرژی خود، وفادار، سختکوش در راضی نگهداشتن دیگران، گرم و خواهان دوستی با دیگران و محبوب همه است. او همیشه لبخند برلب دارد و بسرعت درخواست دیگران را عملی می کند. در حقیقت افراد خشنود کننده مردم، ظاهر خود را چنین نشان می دهند و با ماسکی که روی چهره واقعی خود می گذارند نمای خود را چنین نشان می دهند.

چرا پیروی از مردم؟

آیا پیروی از جمع همه جا به معنای سالم ماندن، بهتر بودن یا بهتر شدن است؟

وقتی می خواهیم مردم را همیشه خشنود نگه داریم و ملاک آبرومندی خود کنیم باید اول از خودمان چند سؤال مهم بپرسیم:این مردم که در مورد نظرشان صحبت می کنیم، دقیقا چه کسانی هستند؟ آیا جمعیتی واقعی هستند یا فقط ذهنیتی که ما برای خودمان ساخته ایم؟ به فرض واقعی بودنشان آیا نظرشان، نظر درستی است یا غلط؟ چه کسی این اعتبار و ارزش را به حرف آنها داده؟ آیا خود ما و زندگی و سرنوشت ما هم برای این جمعیت فرضی همین قدر اهمیت دارد؟ 

ترس از نداشتن تائید اطرافیان و پذیرفته نشدن، وحشت از نابودی هویت و ارزش های فردی، انکار کننده مشکلات و حتی نپذیرفتن نیازها و حقوق خود، احساس تنهایی کردن، خود را نالایق و زیردست دیدن، تردید نسبت به توانایی ها و مهارت ها ویژگی شخصیت خشنود کننده است

اولا:کدام مردم؟

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: مردم بر 3دسته اند: اول عالم ربانی. دوم طالب دانشی که در راه نجات قرار گرفته و سوم مردمان «همج الرعاع»؛ یعنی پشه های سرگردان در باد؛ کسانی که با مختصر وزش بادی تکان می خورند و از جا به در می روند. نه از نورعلم پرتوی گرفته اند و نه به ستون استواری تکیه داده اند (1) و این یعنی این دسته، انسان هایی سرگردان، بی ارزش، بی وزن و بی هویت هستند. به نظر می رسد اکثر اوقات وقتی ما صحبت از حرف مردم می کنیم نظر به همین دسته سوم داریم که اتفاقا دخالت آنها در زندگی ما و دیگران، یکی از علل تلاش ما برای راضی کردنشان است.

اما نکته جالبی که باید بدانیم این است که اتفاقا خیلی وقت ها ما اصلا برای این مردم وجود خارجی نداریم؛ یعنی دقیقا همان هایی که اینقدر به نظرشان اهمیت می دهیم که گاه ما را تا سر حد ورشکستگی مالی و اخلاقی می کشانند. در بیشتر اوقات تصور ما از «حرف مردم» توهمی است که ما داریم. ما می آییم و می رویم و هیچ کس از این جماعت حتی نمی فهمد که ما که بودیم. حکایت این توهم خودساخته، رفتن به دنبال کسی است که خود گمشده است.

دوما: کدام رضایت؟

چطور می شود شما زندگی خود را بر پایه نظر جمعیتی بگذارید که امروز نظری دارند و فردا نظر دیگری. واقعیت این است که نظر این مردم مثل مد و مدل لباسشان هیچ مبنایی ندارد. به نظر شما این شیوه دنباله رو بودن تا کجا و تا چه اندازه می تواند پاسخگوی نیازهای شما باشد؟ این مردم را که خودشان و نظرشان هر روز مطابق جهت باد عوض می شود راضی نگه داشت. واقعیت این است که شما وقتی دنبال آنها می دوید، به آنها نمی رسید. وقتی هم زمین می خورید، همین افراد از روی شما رد می شوند. حالا از خود بپرسید این مردم و نظرشان چه جایگاهی برای شما دارند؟ دوست دارید آبرویتان وابسته به نظر چنین افرادی باشد؟ آبروداری خوب است اما نه با ملاک های مردم.

اما با یک تأمل خیلی مهم در می یابیم، حرف مردم  به هیچ وجه ملاک نیست اما این به این معنا هم نیست که مخالف حرف مردم عمل کردن و ساز مخالف زدن همیشه کار درست و صحیحی است اما باید چه کنیم تا نه سیخ بسوزد نه کباب.

در مقاله بعد راهکارهایی را برای کسانی که گرفتار خشنود کردن دیگران هستید، ارائه می دهیم تا شاید یادبگیرند خودشان را دوست داشته باشند و نگران اینکه «مردم چه می گویند» نباشند.


پی نوشت:

1) نهج البلاغه، حکمت۱۴۷

منبع : رادیو اسلام Radio Islamتردید در انتخاب به خاطر ترس از حرف مردم!آخه مردم چی می گن؟..
برچسب ها : مردم ,والدین ,دیگران ,کننده ,چنین ,خشنود ,خشنود کننده ,احساس تنهایی ,راضی نگهداشتن ,چنین نشان ,خود، احساس ,خود، احساس تنهایی ,زیردست دیدن، تردید

قصه‌ی غصه دار علی و پوشش برخی بانوان-

:: قصه‌ی غصه دار علی و پوشش برخی بانوان-

نویسنده:

سجاد خادم

کلاس که تموم شد "علی" - یکی از بچه های خوب و محجوب کلاس - اومد پیشم و خواست که باهم صحبت کنیم. با کمال میل پذیرفتم. بنده‌ی خدا کلی سرخ و سفید شد تا تونست سفره ی دلشو باز کنه.
با خجالت بهم گفت؛

"آقا ما چون صورتمون کم سن و سال نشون میده، اطرافیان باور نمی کنن که سوم دبیرستانی شده باشیم. یه جورایی هنوز بچه فرض مون می‌کنن، برای همینم حواسشون به ما نیست، یعنی زن عمو ها و زن دایی ها و ... جلوی ما لباس نا مناسب می‌پوشن.

اوضاع وقتی بدتر میشه که پدر و مادرم می‌خوان برن مسافرت و من و میسپارن به فامیل. چند روز باید کنار کسایی زندگی کنم، که هیچ چیز و جلوی من رعایت نمی کنن. خلاصه آقا، ما داریم تو این شرایط اذیت می شیم. نمی دونیم چیکار کنیم. نمیدونیم چطور و به کی باید بگیم. از طرفی هم نمی خوایم دیگران در موردمون فکر بد بکنن. می ترسیم آخرش خدایی نکرده یه خطایی ازمون سر بزنه. (بعد هم بغض کرد و سرش و انداخت پایین)" صادقانه بگم، نتونستم جوابی بهش بدم. فقط کمی دلداریش دادم و سعی کردم نقش سنگ صبور رو براش بازی کنم.

تا شب اما سر درد داشتم. حرف های علی مدام توی گوشم صدا می کرد. این چندمین دفعه است که بچه های مدرسه از نوع پوشش خانوادهاشون میان پیشم گله می کنند و از من هیچ کاری بر نمیاد. آخه چطور میشه به خانواده ها این موضوع رو منتقل کرد، اونم طوری که دانش آموز آسیب بیشتری نبینه؟! درد و دل نوجون های پاکی مثل علی رو میگذارم کنار نگاه بعضی خانوم ها به حجاب.

اون خانوم هایی که تصورشون اینه که باید سختی حجاب رو تحمل کنند، تا مردها به گناه دچار نشوند. بعد هم با این مقدمه نتیجه می گیرند که مردها مریض هستند. مریض هستند، چون خوب تربیت نشدند. چون در این جامعه زندگی می‌کنند.

شاید خود این خانوم ها، یک درصد هم احتمال نمیدن، پوششی که اختیار کردن، می تونه اینقدر ذهن نوجوان های اطرافشون رو درگیر کنه.

داستان علی بهونه ای شد تا چند خط درد و دل رو ضمیمه‌ی یک خواهش از خواهران محترم شهرم کنم، خواهش کنم که؛ "وقتی می خواهید پوشش انتخاب کنید – چه در خانه و چه در جامعه- کمی هم با عینک دیگران خودتان را قضاوت کنید"

باور کنید همه ی مردها مریض نیستند، اما همه ی مردها به اقتضای نوع خلقت نگاهشان به زن ها متفاوت از نگاه شما به مردهاست.
حواسمان باشد، نوجوان های پاکی مثل "علی" دارند تو شهری زندگی می کنند، که آستانه ی سن ازدواج در اون نزدیک ۳۰ سال است.

ماهم از اون ها توقع داریم که در حد فاصل بلوغ تا ازدواج - طی این حدود ۱۶ سال - دست به هیچ خطایی نزنند و پاک بمانند! با شرایط فعلی می شود چنین توقعی از این نسل داشت؟! اصلا این توقع بدون ایجاد بستر مناسب در جامعه، منطقی و مشروع است؟ پایین آوردن سن ازدواج نه به این راحتی ها حاصل می شود و نه از عهده من و امثال من کاری در این خصوص بر می آید.

اما اقلا می توانیم به اقتضای محبت نسبت به خانواده و اهمیت سلامت روانی جامعه کمی بیشتر هوای "علی" هامون رو داشته باشیم. تردیدی نیست، اگر بچه های ما نتوانند در دوران قبل از ازدواج زندگی آرام و سالمی داشته باشند. و خدایی نکرده به خلاف اخلاق مبتلا بشوند. طبیعتا نمی توانند پدران و مدیران و آینده سازان خوبی برای کشورمان باشند. کمی بیشتر درکشان کنیم.

به امید ایرانی سر بلند

الف

منبع : رادیو اسلام Radio Islamقصه‌ی غصه دار علی و پوشش برخی بانوان-
برچسب ها : مردها ,ازدواج ,زندگی ,جامعه ,مریض ,خانوم ,مردها مریض ,خدایی نکرده

اینستاگرام کجاوه بی حیایی و بی عفتی دختران و پسران ایرانی

:: اینستاگرام کجاوه بی حیایی و بی عفتی دختران و پسران ایرانی

اینستاگرام که به نظر می رسد پس از فیسبوک بیشترین کاربر ایرانی را داشته باشد همچون فیسبوک تبدیل به خودنمایی هرزه گونه ای شده که پای خود را از صفحات شخصی افراد فراتر گذاشته با ایجاد صفحات عکس های دونفره زوج های جوان، مدل های ایرانی، دختران ایرانی و … کجاوه بی حیایی و بی عفتی زنان و دختران و چه بسا پسران ایرانی را بلند کرده است تا ایران و جهان راحت تر اندام نمایی آنها را نظاره گر باشد.

instagram-logo1به گزارش رادکانا، در جامعه جهانی امروز که اینترنت و فضای مجازی اجتماعی آن را بدل به دهکده، بلکه کلبه جهانی کرده است هر ساعت و هر ثانیه میلیون ها و میلیاردها اطلاعات، صوت و تصویر در این فضای مجازی به اشتراک گذاشته می شوند.

 

در این میان به نظر سهم دین گریزِ خود فروش بیشتر از صفحات مضامین ارزشی می باشد.

 

اینستاگرام که به نظر می رسد پس از فیسبوک بیشترین کاربر ایرانی را داشته باشد همچون فیسبوک تبدیل به خودنمایی هرزه گونه ای شده که پای خود را از صفحات شخصی افراد فراتر گذاشته با ایجاد صفحات عکس های دونفره زوج های جوان، مدل های ایرانی، دختران ایرانی و … کجاوه بی حیایی و بی عفتی زنان و دختران و چه بسا پسران ایرانی را بلند کرده است تا ایران و جهان راحت تر اندام نمایی آنها را نظاره گر باشد.

m4hdico1406539314390
نمیدانم درس مکتب محمد (ص) را نیاموختیم یا جادوی فیلم های ترک تبار، دست‌های سست ایمانمان را بسته است و افکار بی اراده و پوچ شده ما را ضایع کرده‌ اند؛ و یا شاید مسخ ما به مسیحیت تحریف شده رخ داده است و دین برای آخر هفته ها، و اندرونی مساجد گشته و ما خبر نداریم.
صدای جشن شادمانی شیطان را می‌توان شنید که برای زمین خوردن ابدی انسانیتِ برخی ها هلهله می کند و دروازه های شهرش را برای ورود غفلت زدگان با لجن بی حیایی و تکبر آذین بسته است.
با وجود آگاهی بر اهمیت موضوع، وطن دوستان، خلوت نشین کاخ‌های آباء و اجدادی شانند و مذهبیون کفن پوش بر در مساجد دخیل بسته‌اند؛ ” برخی قبرستان نشین عادات سخیفند ” و برخی معتکف عادات تصوفند.
در این بازار شامی که به راه است همرزمانی اندک در سنگرهای جزیره ای اینستاگرام و فیسبوک خود توان و زمان می‌گذارند تا بر اریکه غول‌های رسانه ای دشمن انتفاضه سنگ به راه اندازند.
در جبهه خمپاره‌های نامرئی، دشمن تنها در پیش و پس نیست، دشمن درون اجتماع و درون خانواده‌هایی است که هر روز و هر زمان با آنان همراه می‌شویم تا در قایقی کوچک دریای زندگی را  پارو بزنیم.

m4hdico1406539459033

فیلترینگ فیسبوک یا اینستاگرام، ویچت یا لاین دردی از سکولاریسم ایرانیان دوا نمی کند. اسلام دین قلبهاست نه اجبارها.
دوباره چون سال گذشته تکرار می کنم که در مسیری که تاکنون پیموده‌ایم آموختیم، برای مبارزه با افکار سم خورده وارداتی باید ابتدا فرهنگ ایرانی اسلامی مان را به درستی بشناسانیم آن هم نه فقط با ابزاری چون مِدیا که اصالت خود را از غرب وام گرفته است بلکه با فضا و ابزار فرهنگی خودمان و برای این منظور بایستی اسب لجام گسیخته جهل عزیزانمان را رام کنیم و مجروحان جنگی جبهه‌های فرهنگی را مداوا کنیم.

 

” و أنَّ إلی رَبِّکَ المُنتَهَی”

منبع : رادیو اسلام Radio Islamاینستاگرام کجاوه بی حیایی و بی عفتی دختران و پسران ایرانی
برچسب ها : ایرانی ,فیسبوک ,صفحات ,دختران ,اینستاگرام ,حیایی ,پسران ایرانی ,عفتی زنان ,دختران ایرانی ,عهای دونفره ,صفحات عهای ,افراد فراتر گذاشته ,ایرانی،

ایا قلب انسان درک دارد؟

:: ایا قلب انسان درک دارد؟

سؤال: قرآن مجید تفکّر و تعقّل را به قلب نسبت مى دهد، چنان که چشم و گوش را وسیله دیدن و شنیدن معرّفى مى کند; حتّى جایگاه قلب را در سینه معیّن نموده، آن جا که مى فرماید: «... وَلکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتى فِى الصُّدُور;... بلکه دلهایى که در سینه هاست کور مى شود.» (1) و از طرفى «فیزیولوژیستها» پس از آزمایشهاى زیادى به این نتیجه رسیده اند که وسیله تفکّر مغز است و کار قلب تنها پخش خون به نقاط مختلف بدن مى باشد و قلب بسان تلمبه خودکارى است که دائماً در حرکت مى باشد.
 
پاسخ: آنچه دانشمندان در علوم مختلفـ از قبیل فیزیولوژى و روان شناسى ـ اثبات کرده اند این است که: اعصاب و مغز انسان مانند سایر اعضاى بدن وظیفه خاصّى دارند و اعصاب بدن بر اثر پیوستگى و ارتباط خاص با اعصاب مغز، آنچه را که از خارج دریافت مى کنند به مغز مخابره مى نمایند; مثلا، هنگامى که دست ما در برابر عامل خارجى مانند آتش قرار مى گیرد، فوراً اثر انعکاسى آتش را به ستاد فرماندهى ظاهرى بدن گزارش مى دهد; و یا دستگاه چشم که مانند یک دستگاه عکّاسى آفریده شده و داراى طبقات مختلف و آبهاى گوناگون است، نحوه کار آن ورود اشعّه بطور مستقیم از جسم به چشم مى باشد و پس از عبور از پرده هاى آن تصویرى در نقطه مخصوصى از چشم به نام نقطه زرد به وجود مى آید و اعصاب بینایى آن را به مغز مى رساند و به این ترتیب عمل دیدن محقّق مى گردد.
«فیزیولوژى» درباره فعّالیّتهاى مغزى چنین مى گوید: در موقع فکر کردن سلّولهاى مغزى فعّالیّتهاى زیادى انجام مى دهند; مغز بیشتر غذا مى گیرد و بیشتر موادّ فسفرى پس مى دهد... و همچنین براى بقیّه اعصاب انسان که هر کدام وسیله مخصوصى براى ادراک هستند، فعّالیّتهاى خاصّى وجود دارد، ولى نتیجه اى که بسیارى از دانشمندان از این آزمایشها گرفته اند و گمان کرده اند که مرکز فهم و شعور همان سلّولهاى مغزى است; و یا افکار و علوم انسانى همان آثار مادّى است که روى اعصاب پس از تأثیر عوامل خارجى، ظاهر مى شود، صحیح نیست; زیرا این آزمایشها بیش از این را اثبات نمى کند که عوامل خارجى و فعّالیّتهاى عصبى در ادراک و احساس انسان دخالت دارد، و بدون این فعل و انفعالات، انسان قادر به تفکّر و ادراک یا دیدن و شنیدن نیست، و امّااین که درک کننده واقعى یا به تعبیر واضح تر بیننده و شنونده همان مادّه مغزى، و تفکّر و ادراک همان آثارى مادّى است که موقع تفکّر در سطح دماغ و روى اعصاب دیده مى شود، ابداً صحیح نیست!
از این جهت، دانشمندان بزرگ جهان معتقدند که فوق این دستگاه مادّى بدن، دستگاه دیگرى است که با این ابزار مادّى یک نوع هماهنگى دارد و تدبیر این دستگاه ظاهرى به عهده اوست و با به کار انداختن وسایل مادّى - مانند چشم و اعصاب ـ مغز مى تواند اطّلاعاتى از خارج به دست آورد و در واقع درک کننده حقیقى اوست و تمام علوم و تفکّرات بشر در آن متمرکز مى باشد و از یک چنین قدرت پشت پرده به نامهاى گوناگون عقل، روح و قلب تعبیر مى کنند.
شکّى نیست که نوع مردم در استعمالات روزمره خود کلمه «قلب» را در همان معناى عقل و روح به کار مى برند و در مکالمات عرفى خود ابداً توجّهى به غیر این ندارند. ما هر روز مى گوییم «در دل آرزوهایى دارم»، «قلبم از دیدن این جریان سیاه شده» و «قلبم از شنیدن این سرگذشت بى تاب گردید»; همین دانشمند فیزیولوژیست در مکالمات معمولى خود چنین مى گوید: «دلم از دورى فرزندم تنگ شده است.»
ناگفته پیداست که منظور از این کلمه «قلب» و یا «دل» آن عضو بخصوص صنوبرى شکل نیست که وظیفه مخصوصى در بدن دارد، بلکه در کتاب لغت و فرهنگنامه ها مى بینیم که یکى از معانى «قلب» همان روح و نفس انسانى است که مرکز ادراک و شعور به شمار مى رود و به اصطلاح دانشمندان، لفظ «قلب» به معناى عقل و روح است. و علّت این که در میان این همه الفاظ، لفظ «قلب» براى کنایه آوردن از روح انتخاب شده، این است که قلب صنوبرى در انظار مردم مظهر حیات و زندگى محسوب مى شود، زیرا آنان با کار کردن قلب و توقّف آن زنده و مرده را از هم تمیز مى دهند. تعادل ضربان قلب و تندى آن در بیشتر اوقات نشانه صحّت و بیمارى است و اثرات روحى هر حادثه در نخستین مرحله در قلب ظاهر مى شود; از این لحاظ کلمه اى را که براى عضوى تعیین شده که آثار ظاهرى حیات در آن بیشتر محسوس است درباره روح و نفس و عقل به کار مى برند.
قرآن مجید نیز که مفردات و ترکیبات و جمله بندى آن بر طبق اصطلاح مردم است معمولا هر موقع کلمه «قلب» را به کار مى برد، منظور همان عقل و روح و نیروهاى ادراکى است.
علاوه بر این، قراین زیادى از آیات قرآن گواهى مى دهند که مراد از قلب همین معناست; اینک پاره اى از این قراین:
1ـ قرآن مجید پس از آن که اوضاع روز رستاخیز را بیان مى کند چنین مى فرماید:
«اِنَّ فى ذِلکَ لَذِکْرى لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْب...; در این تذکّرى است براى آن که عقل دارد...» (2)
ناگفته پیداست که قرآن مجید جریان روز قیامت را براى اشخاصّى وسیله تذکّر دانسته است که داراى قلب باشند. اگر مقصود از قلب همان عضو خاص باشد این عبارت صحیح نخواهد بود، زیرا همه مردم داراى این عضو خاص هستند، ناچار باید گفت منظور همان عقل و قدرت تفکّر است.
2ـ قرآن شریف قلب را مرکز یک رشته صفات و روحیات خاص مى داند که بطور مسلّم مربوط به این قلب مادّى نیست، بلکه از اوصاف همان روح انسانى است; مثلا، بعضى از قلبها را «قسى» و بعضى دیگر را «بیمار» و گاهى «نابینا»، «مهر خورده» و «بسته شده» معرّفى مى نماید. قرآن قلب را مرکز طهارت، ایمان، تاریکى، کفر و وسیله کسب سعادت و شقاوت قلمداد مى کند و نجات و سعادت را به قلب سالم اختصاص مى دهد. (3)
بدیهى است این اوصاف و حالات از صفات روح انسان است، زیرا قساوت، سنگدلى، بیمارى و نابینایى در این قلب مادّى تصوّر ندارد، اینها نشانه خوبى است که مراد از قلب همان روح است که در عرف مردم نیز در این معنا به کار برده مى شود.
از بیان گذشته، معناى آیه اى که در سؤال تذکّر داده شده است روشن گردید; زیرا اگر چه قرآن تعقّل را به قلب نسبت داده و جایگاه آن را در سینه معیّن کرده است، ولى چنان که روشن گردید قلبى که در سینه قرار گرفته، در اصطلاح قرآن و تعبیرات معمولى کنایه از روح و عقل است و علّت این تعبیر همان ارتباط زیاد قلب صنوبرى با روح و ظهور و انعکاس حالات روحى و حیات و مرگ در قلب مى باشد.
قرآن نه تنها «قلب» را کنایه از عقل و روح مى گیرد بلکه گاهى لفظ «صدر» (سنیه) را نیز در این مورد به کار مى برد آن جا که مى فرماید: «آیا سینه تو را وسیع نساختیم» (4)یا «کسى را که خدا بخواهد هدایت کند سینه اش را براى قبول اسلام وسیع مى سازد» (5); بدیهى است سینه معمولى انسان هرگز با قبول و عدم قبول اسلام گشاد و تنگ نمى شود، بلکه کنایه از همان توسعه و بزرگى روح است ولى از آن جا که محیط سینه مرکز ظهور انعکاسهاى حیاتى است، از این نظر با جمله یاد شده تعبیر مى آورند.


1. سوره حج، آیه 46
2. سوره ق، آیه 37.
3. سوره بقره ـ آیات 7، 10، 74، 225; شعراءـ آیه 89; حج ـ آیه 46;احزاب ـ آیه 53 و حجرات - آیه 14ـ موارد دیگرى نیز هست که از نقل آنها صرف نظر شد.
4. سوره الانشراح، آیه 1.

منبع : رادیو اسلام Radio Islamایا قلب انسان درک دارد؟
برچسب ها : قرآن ,اعصاب ,«قلب» ,براى ,مادّى ,انسان ,قرآن مجید ,کلمه «قلب» ,روشن گردید ,قبول اسلام ,منظور همان

انتقاد تندیک فرانسوی ازحضرت محمد(ص) وپاسخ یک معلم ایرانی-

:: انتقاد تندیک فرانسوی ازحضرت محمد(ص) وپاسخ یک معلم ایرانی-

روزی در جلسه ای خارج از ایران، یکی از دوستان فرانسویم انتقادهای بسیار تندی از پیامبر اسلام کرد. به من گفت نظر تو چیست؟ دیدم فضا و حوصله، فضا و حوصله ی بحث و گفتگوی منطقی نیست. گفتم: «من معلمم. خودم را قوی میدانم اما به ندرت میتوانم ۳۰ نفر دانشجوی سر کلاسم را با خودم همراه کنم. چگونه در مورد کسی نظر بدهم که یک میلیارد نفر را با خودش همراه کرده است؟



منبع : رادیو اسلام Radio Islamانتقاد تندیک فرانسوی ازحضرت محمد(ص) وپاسخ یک معلم ایرانی-
برچسب ها :

سازمانی بی‌خاصیت بنام همکاری اسلامی---

:: سازمانی بی‌خاصیت بنام همکاری اسلامی---

انتقاد از نشست سازمان همکاری اسلامی در استانبول، برگزاری دور جدید مذاکرات صلح سوریه، درخواست کمک وزیر خارجه آمریکا از روسیه، طرح نمایندگان کنگره آمریکا درباره توافق هسته ای ایران، دستور کار موگرینی در سفر به تهران و پیشتازی کلینتون بر سندرز در نظرسنجی های انتخاباتی، از جمله مهمترین موضوعاتی است که امروز مورد توجه مطبوعات و رسانه های بین المللی قرار گرفته است.

یک روز پس از پایان نشست سازمان همکاری اسلامی در استانبول، تحلیل ها در این زمینه در شماری از مطبوعات و رسانه های منطقه ای و بین المللی به چشم می خورد.

روزنامه «رای الیوم» در مطلبی در این زمینه می نویسد نشست سران سازمان همکاری اسلامی که پنجشنبه به میزبانی استانبول آغاز به کار کرد، بدترین نشست از زمان تأسیس این سازمان بود که پس از به آتش کشیدن مسجد الاقصی در اوت ۱۹۶۹ تأسیس شد.

همچنین بعید نیست که این نشست در این شکل کنونی، آخرین نشست این سازمان باشد زیرا نتوانست فتنه مذهبی را در جهان اسلام به ویژه در خاورمیانه مهار کند.

نشست اخیر سران، بیماری‌های جهان اسلام و اختلافات آن را در بدترین شکل منعکس کرد؛ تا جایی که دیگر مضمونی از نام آن باقی نمانده است و بهتر است آن را نشست سران «اختلاف» و نه «همکاری اسلامی» توصیف کرد.

همزمان، با آغاز دور جدید مذاکرات صلح سوریه، بخشی از مطالب مطبوعات و رسانه های بین المللی نیز به این موضوع اختصاص یافته است.

شبکه خبری «المیادین» اظهارات رئیس هیئت مذاکره کننده دولت سوریه را بازتاب داده که دیدار خود با نماینده ویژه سازمان ملل در امور سوریه را مفید و سازنده خوانده است.

بشار الجعفری اظهار داشته: «هیئت اعزامی ما امروز پس از رسیدن به ژنو به طور مستقیم  وارد مذاکره با استفان دی میستورا، فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه شد. ما در این جلسه، پیشنهادهای دی میستورا در خصوص اصول اساسی راه حلی سیاسی در سوریه را بررسی کردیم».

وی افزوده: «امروز ما  اصلاحاتی را که دولت سوریه به پیشنهادات فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه وارد کرده بود، ارائه کردیم و از وی و هیات همراهش خواستیم که اصلاحات پیشنهادی دولت سوریه را بررسی و آن را به طرف های دیگر نیز ارائه کنند».

در همین حال، خبرگزاری «رویترز» از درخواست کمک آمریکا از روسیه در موضوع سوریه خبر داده است.

به نوشته این خبرگزاری، جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، در یک تماس تلفنی با سرگئی لاوروف، همتای روس خود، اظهار داشت: «آمریکا انتظار دارد روسیه از سوریه مصرانه بخواهد ترک مخاصمه را رعایت کند و ما نیز در همکاری با جناح مخالف همین کار را انجام خواهیم داد».

در عین حال، کری برای لاوروف تصریح کرده که امریکا نگران گزارش های موثق در مورد نقض آتش بس در داخل و اطراف حلب است و از آنجا که این موارد با کمک و پشتیبانی حملات هوایی روسیه صورت می گیرد، یک موضوع نگران کننده برای آمریکا است.

کری ضمن تأکید بر درخواست روسیه از دولت سوریه برای متوقف ساختن نقض آتش بس، قول داد که متقابلاً چنین کاری را در مورد گروه های مخالفی انجام دهد که تحت حمایت آمریکا قرار دارند.

در مطلبی مربوط به ایران، نشریه «نشنال اینترست» از طرح نمایندگان کنگره آمریکا برای تشکیل کمیسیون نظارت بر توافق هسته ای ایران خبر داده است.

بر اساس این گزارش، نمایندگان کنگره آمریکا با ارائه طرحی به دنبال تشکیل کمیسیونی متشکل از قانونگذاران آمریکا و اعضای دولت باراک اوباما هستند که وظیفه این کمیسیون، نظارت بر اجرای برجام خواهد بود.

این طرح که جرالد کانلی، نماینده حزب دموکرات و ریچارد هانا، نماینده حزب جمهوری‌خواه تهیه آن را به عهده داشته‌اند، ۱۰ سپتامبر سال ۲۰۱۵ در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا ارائه شده است.

تهیه‌کنندگان این طرح در یادداشتی، نوشته‌اند که بعد از انجام بررسی‌های لازم به این نتیجه رسیده‌اند که کنگره باید مناقشات پیرامون برجام را کنار گذاشته و اکنون در راستای نظارت بر اجرای آن فعالیت کند.

این طرح، در صورت تصویب و تبدیل شدن به قانون، کمیسیون مورد نظر را مأمور راستی‌آزمایی از پایبندی ایران به تعهداتش در برجام خواهد کرد.

خبرگزاری فرانسه به موضوع سفر مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران پرداخته و آن را نشانه ای از تمایل اتحادیه اروپا به توسعه همکاری های تجاری با ایران دانسته است.

این خبرگزاری می نویسد فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا، روز شنبه در رأس هیئتی از این اتحادیه راهی ایران خواهد شد و امیدوار است بتواند پس از توافق هسته ای سال گذشته با این سفر موجب تقویت روابط تجاری و صلح منظقه ای شود. این سفر ۲۴ ساعته درست چند روز پس از آن صورت خواهد گرفت که متیو رنتزی، نخست وزیر ایتالیا، به بلندپایه ترین رهبر اروپایی دیدار کننده از تهران از زمان توافق هسته ای تبدیل شد.

موگرینی در بیانیه ای اشاره کرده که این دیدار، یک گام مهم به سمت تقویت روابط اتحادیه اروپا و ایران از طریق تعامل و همکاری است. وی آخرین بار در ماه ژوئیه گذشته و پس از موافقت قدرت های جهانی با لغو تحریم های ایران، از تهران دیدار کرد.

در نهایت، در میان دیگر موضوعات، سایت شبکه خبری «سی بی اس» به رقابت های انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا پرداخته و از ادامه پیشتازی هیلاری کلینتون بر برنی سندرز در نظرسنجی های مربوط به حزب دموکرات خبر داده است.

بر اساس این گزارش، هیلاری کلینتون هنوز هم از رقیب درون حزبی‌اش، برنی سندرز، پیش است؛ اما اکثریت آمریکایی‌ها معتقدند نمایندگی‌های حزبی باید بر اساس آرا عمل کنند، نه به شکل دلبخواه. میزان محبوبیت وزیر خارجه پیشین هنوز هم به مانند ماه پیشین میلادی ۵۰ درصد است اما ساندرز ۱ درصد نسبت به ماه پیش کاهش پیدا کرده و به ۴۴ درصد تنزل یافته است.

کلینتون در مجموع ۱۷۵۸ نمایندگی در مقابل ۱۰۶۹ نمایندگی ساندرز را در اختیار دارد، بخش اعظمی از این نمایندگی‌ها را نمایندگی‌های فوق‌العاده (سوپر دیلیگیت) تشکیل داده‌اند.


تابناک

منبع : رادیو اسلام Radio Islamسازمانی بی‌خاصیت بنام همکاری اسلامی---
برچسب ها : سوریه ,آمریکا ,سازمان ,نشست ,همکاری ,دولت ,دولت سوریه ,توافق هسته ,همکاری اسلامی ,اتحادیه اروپا ,امور سوریه ,نمایندگان کنگره آمریکا ,سازمان همک

خاطره استاد دکتر محمد جواد شریعت اصفهانی درباره نماز خواندن به فارسی و تشرف به خدمت آیت الله ارباب ..

:: خاطره استاد دکتر محمد جواد شریعت اصفهانی درباره نماز خواندن به فارسی و تشرف به خدمت آیت الله ارباب ..

خاطره استاد دکتر محمد جواد شریعت اصفهانی با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی را در رابطه با راز عربی بودن نماز

سال یکهزار و سیصدو سی و دو شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نمازرا به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نمازرا به زبان فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم.
والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند.
آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و کافرمان خواند. این عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت
آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .در روز موعود ما راکه تقریباً پانزده نفر بودیم، به محضرمبارک ایشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نورانی و خندان وی ما را مجذوب ساخت؛
آن بزرگمرد را غیرازدیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایی از همه مارا صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید
وقتی آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش های علمی مطرح کرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود. هر کس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش روبرو می شد
پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من کسانی را می شناسم که_ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم
اکنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده اید
اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است. یکی ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مایک نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاری بسم الله الرحمن الرحیموند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست بسم الله چنین باشد
در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسی «حسن»باشد، نمی توان به آن گفت«زیبا». ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگر به آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمی آید. کلمه الله اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می کنند. نمی توان «الله» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکی از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول درکلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای که در این دنیا هم برمؤمن و هم بر کافر رحم می کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا می فرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد کمال ترجمه نیست
خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بود _ چون نام وی رحیم بود_ بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمه ای قرآنی و نام پروردگاراست، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدای که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می کند
. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد

من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیده تر می شود
در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شکست خورده از وی عذر خواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نمازبه عربی،نمازهای گذشته را اعاده کنیم
ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و ازکار خود اظهار پشیمانی کردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه می کرد، خداحافظی کردیم
بعد نمازهارا اعاده کردیم و ازکار جاهلانه خود دست برداشتیم.ـ
منبع: ماهنامه پرسمان/ ش 40،آذر 1380، ص 6و

منبع : رادیو اسلام Radio Islamخاطره استاد دکتر محمد جواد شریعت اصفهانی درباره نماز خواندن به فارسی و تشرف به خدمت آیت الله ارباب ..
برچسب ها : ترجمه ,الله ,فرمود ,فارسی ,نماز ,رحیم ,ترجمه کرده ,چگونه ترجمه ,زبان فارسی ,حضرت ارباب ,کرده اید؟ ,جواد شریعت اصفهانی

علل عدم حمایت ایران از جمهوری آذربایجان در جریان جنگ قره باغ..

:: علل عدم حمایت ایران از جمهوری آذربایجان در جریان جنگ قره باغ..

دلیل عدم اعلام انزجار و کمک ایران به ارمنستان چیست؟( مگر آنها به خاک مسلمانان تجاوز نکرده بودند.) آیا این حرف زمان جنگ ایران به ارمنستان کمک نظامی می کرد، درست است؟

در جریان جنگی که از سال 1992 تا 1994 بین ارمنستان و اذربایجان بر سر منطقه قره باغ واقع در جمهوری اذربایجان رخ داد ومنجر به تسلط ارمنستان بر مناطقی از قره باغ شد ،دولت جمهوری اسلامی ایران ابتدا بی طرفی خود را اعلام کرد وبه عنوان نیروی صلح وارد عمل شد،اما اتخاذ تصمیمات وسیاستهایی ناشایست از طرف دولت اذربایجان باعث شد که ایران در رویه بیطرفی خود تجدید نظر کند وبه ارمنستان متمایل شود .
در همان روزها دولت اذربایجان تحریکات جدایی طلبانه خود را در مورد اذربایجان ایران شروع کرد، حیدر علی اف نقشه تاریخی اذربایجان بزرگ را رو کرد و در ادامه الفبای کشورش را با وجود پیوندهای عمیق ان باعربی وفارسی به لاتین تغییر داد ،مقام مرجعیت را عزل کرد،برنامه های مبتذل تلوزیونی را افزایش داد ،فشار را بر مسلمانان و شیعیان بیشتر کرد ، در سهم ایران از دریای خزر دست اندازی کرد واز همه مهمتر عادی سازی روابط این کشور با رژیم اشغالگر قدس وافزایش همکاری های سیاسی نظامی با امریکا و ایجاد پایگاه نظامی ایالات متحده در این کشور مایه کدورت ایران از مقامهای دولت اذربایجان شد واعتراض مسئولان ایرانی را به دنبال داشت. 
البته لازم به تذکر است که مردم مسلمان قره باغ وجمهوری اذربایجان نیز از ازسردمداران خود بخاطردر پیش گرفتن سیاستهای ضد دینی ناراضی اند ودر واقع چوب هوسرانی وبی کفایتی سران بی هویت خود رامی خورند. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: 14/100118436)

منبع : رادیو اسلام Radio Islamعلل عدم حمایت ایران از جمهوری آذربایجان در جریان جنگ قره باغ..
برچسب ها : اذربایجان ,ارمنستان ,دولت ,جمهوری ,نظامی ,دولت اذربایجان